خرید بک لینک

صبح بهم التماس میکرد نرو منو تنها نزار!!

بهش گفتم عزیزم منم عاشقتم ولی باید برم مدرسهسعی کن بفهمی!

.
.
.
.
.

.
.

مکالمه "من" و پتو امروز صبح. یهویی:D

امشب 2 دقیقه رفتم تو بالکن ..


... 100 تا تلسکوپو دوربین روم زوم کردن ! مردم روانی شدنا !!! ماه ندیده ها !!!!!!:D

آیا از اضافه وزن رنج میبرید ؟
.
.
.
.
.
.
.
فدای سرم! من دارم از خوشتیپی لذت میبرم

رفتم داروخونه بقیه پولمو چسب زخم داد،

منم زدم تو دهنش تا بفهمه همه فقط زخم ندارن بعضیام اعصاب ندارن!:D

الان هروقت میرم داروخونه بقیه پولمو قرص اعصاب میده

خداوند فرمود مادر

را آفريدم تا بجاى من در کنارتان حضور داشته باشد.:D

شيطان جواب داد من هم نمى توانم همه جا

باشم براى همين مادرشوهر و معلم و مدیر را جانشين خود قرار دادم.....جمله سنگین بود ...ترور نشم صلوات:D

ديشب بعد از تلاش هاي بسيار داشتم کم کم از فکر اينکه چرا پنگوئنا زانو ندارن خلاص ميشدم و خوابم ميبرد...
که...
.
.
.
.
.

.
.
.
.
يهو رفتم تو فکر اينکه چرا زانوی مرغ برعکسه؟؟!!!!
آخه چراااااا با من اينجوری ميکنين حيوونای منگول

بزارين بخوابم:D

دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت : اجازه هست بیام تو ؟
منم گفتم نه الان وقت ندارم ...

آره دیگه خونه ما اینجوریاس ؛ فقط قراره آخر هفته بزرگای فامیل بیان خونمون جمع بشن بابامو قانع کنن که لااقل اجازه بده تو حیاط چادر بزنم

به سؤال زیر با بله یا خیر پاسخ دهید:
.
.
.
.
.
.
آیا دوستانتان میدانند که شما دیوانه اید؟:D:D

ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻭﺭﺯﺷﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﺭﮐﯿﮏ ﺍﺳﺖ!
.
.
.
.

.
.
.
.
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻏﺰﻟﯿﺎﺕ ﺣﺎﻓﻆ زمزمه می کنن:D

تست هووووووووش
.
هرکي جواب نده باهاش قهرميکنم
.

.
.
يک معماي خيلي جالب
.

سه تابچه توخونه بودن..!!
اولي عشق نام داشت..
دومي محبت نام داشت..
وسومي دوستت دارم بود..
.
يک روزپدرشان عشق ومحبت رابه بازاربرد..
.
حالابگوکي خونه مونده؟؟؟؟؟؟؟
.
نشنيدم بلندتر
.
میخوام داد بزنیااااااااا چرا تا حالا نگفتی اخی:D

یه معلم داشتیم میگفت شغل ما شغل انبیاست..
منم اومدم خودشیرینی کنم گفتم انبیا که چوپانی میکردن ...
معلمم گفت..خب منم دارم همین کارومیکنم گوسفند:D
.
.
.
.
.
خداحفظش کنه زیادی رک بود

به بابام میگم بدم میاد آبمیوه رو تو لیوان شیشه ای بخورم

.
.
.
.
.
.
.
.
برگشته میگه بریز تو آفتابه بخور! نی ام داره
این است محبت پدرانه

ﺍﮔﻪ ﻓﺎﺯﺕ
ﻏﻤﻪ☹️
.

.
.
.

ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ
ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺖ ﺑﺎ من ﮐﻤﻪ!!!!

بامنم بحث نکنين....
ارتباطتونو زياد کنین:D

دانشجویی بدونه بسم الله شروع به غذا خوردن میکنه
شیطان باهاش هم سفره میشه
یک ماه میگذره:D




شیطان به دانشجو میگه جان مادرت یا یه بسم الله بگو یا امشبو دیگه املت نزن!!!!!

با داییم رفته بودم موبایل بخریم!
داییم به فروشنده گفت : به نظر شما کدوم رنگو بخریم ؟
فروشنده : والا این به سلیقه ی شخصیتون برمیگرده من نمیتونم نظری بدم !
داییم : حالا شما اگه بودی کدومو میخریدی ؟
فروشنده : چی بگم والا !!! شما باید بپسندین سلیقه ها متفاوته !
داییم : سلیقه ی شما کدومو میپسنده ؟
فروشنده : والا من اگر بودم نقره ای رو میخریدم !
.
.
.
داییم : پس اگر زحمتی نیست اون مشکی رو به ما بده ...
فروشنده با تعجب گفت چرا مشکی ؟
داییم : اون نقره ایه حتما مشکلی داره که اصرار داری به ما بندازیش
یارو نصفه شب مزاحم شده بود!!
برداشتم میگم:بعله؟؟
میگه: خوابیدی؟
میگم: نه اینجا هوا روشنه!!
میگه: عه؟ مگه کوجایی؟؟
گفتم: من ایتالیام...
یارو ترسید شارژش تموم بشه قطع کرد دیگه زنگ نزد!
.
.
.

از سیاهی شب پرسیدم برای عشقم که تنهام گذاشت چه بنویسم؟؟؟بی تقصیربی تقصیربی تقصیر

.

.

.

.

.

.

.

.

.

گفت بگیر بکپ بابا گور بابای تو و عشقت!!!:Dخنده

اصن از سیاهی شب توقع نداشتم !
بچه ها سیاهی شب خیلی بی ادب شده ها!دیگه ازش چیزی نپرسید!!!

یکعرب، یک چینی، یک امریکایی و یک آبادانی توی کافی شاپ داشتند با هم گپ می زدند که عرب گفت :
عرب : من یک موقعیت بسیار عالی دارم، می خوام بانک جهانی پول رو همین روزها بخرم !
چینی در جواب گفت : من خیلی ثروتمندم و می خوام کمپانی بی او دبلیو رو بخرم !
امریکایی هم برگشت گفت : من یه شاهزاده ثروتمند هستم و میخوام شرکت گوگلو اپل رو بخرم !
سپس همگی با نگاهی طنزآمیز منتظر بودند تا ایرانی صحبت کنه
.
.
.
.
.
.
ایرانیه قهوه اش روبا متانت خاصی به هم زد! خیلی با حوصله قاشق کوچک رو روی میز گذاشت، کمی قهوه نوشید، یک نگاهی به بقیه انداخت و با آرامی گفت:
نه،نمیفروشم....!!!:D
تفاوت دخترها و پسر ها در پرسیدن نظر دیگران برای پوشیدن لباس:
دخترا:
مامان این لباسم قشنگه؟
-آره خیلی قشنگه
دروغ نگو مامان قشنگ نیست!
،
آجی جونم این لباسم قشنگه؟
-آره عزیزم خیلی خوشگله.
تورو خدا؟؟؟ دروغ میگید. نه قشنگ نیست.

پسرا:
داداش این تیپم قشنگه؟
تو تیپت شبیه فامیل دور شدی
. كی از تو نظرخواست؟؟
همینو میپوشم.
:D


یه بار داشتیم تو یکی از پارکها قدم میزدیم، یه خانمه با سگش از روبرو میومد...
برگشت به سگش گفت:
عزیزم برو کنار عمو رد شه :|
.
.

الان به نظرتون به من احترام گذاشت، یا بهم فحش داد!!!؟:D

به سلامتی مادری که دید گوشت تو قابلمه خیلی کمه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نشست تو آشپزخونه همشو خورد گفت بچه ها ببینن دعواشون میشه!

مردی داشت از خیابون رد میشد، صدایی گفت: ایست!
او ایستاد، همان لحظه آجری جلو پاش افتاد.
نفس راحتی کشید و به راه افتاد. تا خواست از خیابون رد بشه باز همان صدا گفت: ایست!
همان لحظه ماشینی با سرعت از جلوش رد شد.
او پرسید: تو کیستی؟ ندا آمد: فرشته نگهبانت!
گفت: پس وقتی من داشتم ازدواج می کردم، تو کدوم گوری بودی؟؟!!!!
گفت خبر مرگم رفتم دستشویی دو دقیقه دیر کردم دیدم ریدی به زندگیت!

برچسب: نویسنده: باران کوشکی تاريخ: سه شنبه 2 بهمن 1397 ساعت: 11:32

صفحه بندی